برای مسعودم ....نفسم....

پاییز

سه شنبه 29 آذر 1390

از چهره طبیعت افسونکار

بربسته  ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلو های حسرت و ماتم را

پاییز ,ای مسافر خاک الود

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگهای مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه میدهد به دل شاعر

سنگین غروب و تیره خاموشت؟

بر جان دردمند من آغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته میدهد آزارم

آن آرزوی گمشده میرقصد

در پرد های مبهم پندارم

پائیز ای سرود خیال انگیز

پائیز,ای ترانه محنت بار

پائیز,ای تبسم افسرده

بر چهره طبیعت افسونکار

(فروغ فرخ زاد)

 


خلوتگاه عشق

سه شنبه 29 آذر 1390

در گذر گــــــــــــاه خیال

            با نسیمــــی سبکبــــآل

                                            رویای وصال

میشوم سایه ابر

           میکشم پر که به دامان تو آویزم بـــــاز

من و اشک نیاز

                      تو سرشار تر از باغی که در هیبت اشــک

تو پناهم ده و بگذار

                      که تمامین خود را

به تو ای خلوت گسترده تر از نور

به تو ای وادی نور

جــــــــــــــــــــــــاودان هدیه کنم.

                                         (  ای خدای من)


روباه صفت

دوشنبه 28 آذر 1390

آدمهای دنیای ما فعل هایی را  صرف میکنند که به صرفشان باشد.


حال خوب

یکشنبه 27 آذر 1390

به دار خواهم آویخت خاطرات را,حالم خوب است گذشته ام درد میکند.

 


دلشکسته

جمعه 25 آذر 1390


به قول پرشکسته تا الان مینوشتم که بخونه ولی از این به بعد دیگه نمینویسم تا اون بخونه و فقط برای دل خودم مینویسم به قول شریعتی که خدایا مرا هرگز مراد بی شعورها و محبوب نمکهای میوه مگـــردان.



خاطرات رفته

جمعه 25 آذر 1390

  1. منو بگیر از این روزای در به در
    از این روزا از این شبای بی ثمر
    منو ببر به خاطرات رفتمو
    روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر
    تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد
    خیابونا غریب و غم گرفته-ان
    کجا برم چرا نمی رسم به تو ؟
    کجایی پس چرا نمی رسی به من؟
    حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه
    کی عاشقونه می نویسه اسمتو
    بدون من هزارسال دیگه هم
    بدون کسی نمی شکنه طلسمتو
    چقدر حرف مونده و نمی شنوی
    چقدر راه مونده و نمی کشم
    ببین کجای قصه پس زدی منو
    محاله بی پناه تر از این بشم
    غریبگی نکن دلم غریبه نیست
    همونه که برات ستاره چیده بود
    بگو که یادته بگو که یادته
    همون که گفتی از خدا رسیده بود
    تو شونتو نمی سپری به هق هقم
    نه می گی عاشقی نه می گم عاشقم
    نه تو دیگه برام اون عشق سابقی
    نه من دیگه برات گل شقایقم


بی دلیل

جمعه 25 آذر 1390

« کلمات نمی توانند افکار را بیان کنند. همه آنها به محض بیان ,,,کمی متفاوت می شوند,,,,,، کمی مخدوش،,,,, و کمی احمقانه,,,,,,,,


دوستت دارم

پنجشنبه 24 آذر 1390

جا برای من گنجشک زیاد است ولی من به درختان خیابان تو عادت دارم

زندگی را طی کن و انگاه که بر بلندترین قله رسیدی لبخند خودرا نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند



[ جملات کوتاه از دکتر شریعتی

چهارشنبه 23 آذر 1390


خدایـــــا !مرا هرگـــــــــز مــراد بیشعـــور ها و محبـــوب نمک های میوه مگـــردان.


خدایـــا ! بر اراده، دانــش ، عصیـــان ، بی نیــازی ،

حیــرت ، لطـــافت روح ، شهــامت و

 تنهــا ئی ام بیفــزای.

خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با

               « نداشتن » و « نخواستن » روئین تن کن

 

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و

 چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و

 چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت

بودن در بهشت

 تنها بودن سخت تر از کویر است

 

 

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.

وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.

وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.

وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.

دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

 

بی تو،

من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و

 جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند

لمس می کنم.

 

از تنهایی به میان مردم می گریزم و

 از مردم به تنهایی پناه  میبرم

مرا کسی نساخت، خدا ساخت نه آنچنان که کسی می خواست
که من کسی نداشتم.

کسم خدا بود،کس بی کسان


او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست.


نه از من پرسید و نه از ,من دیگرم.

من یک گل بی صاحب بودم.

مرا از روح خود دمید.

و بر روی خاک و در زیر آفتاب،

تنها رهایم کرد.

مرا به خودم وا گذاشت


تنها

شنبه 19 آذر 1390

تورا بخــــــــــاطر تمامی کسانی که دوست نمیدارم

                                                        دوســــــــــــــــــت میدارم.


زندگی

شنبه 19 آذر 1390

نگاه ساکت مردم به رویم دزدانه میافتد

همه گویند عجب شاداست

                                  عجب خندان

چه میدانند که من دنیایی از اشکم

******************************************

روزگارا که چنان سخت به من میگیری!!!!!!!!!

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست

گرچه دلگیرتر از دیروزم

                         گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند

لیک باور دارم

                     زندگی باید کرد


یاد

شنبه 19 آذر 1390


ای طلائی رنگ بی تو چشمان من دلتنــــــــــگ

روزگارت با  هر که جــــزمن باشد

                                            خوش بـاد


دلتنگ

جمعه 18 آذر 1390

حرفهای زیادی بلد نیستم,

من تنها چشمان تورا دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید از عشق چیزی نمیدانم اما کودکانه تر از آنچه که فکر میکنی..............

دوستت دارم.


کوتاه

شنبه 12 آذر 1390

و.............

گونه هایم

آرشیو نامه هایی است که هر شب دلم با اشک نوشت.

دیگر اینگونه دوستم نداشته باش. 


کوتاه

شنبه 12 آذر 1390

و ..............

گـــــــــــــــــــــونه هایم

آرشیو نامه هایی است که هر شب  دلم با اشک برایت نوشت.

دیگر اینگونه دوستم نداشته باش.


تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic