برای مسعودم ....نفسم....

دلخسته3

جمعه 19 اسفند 1390

دلم گرفته است ......

                    دلم گرفته است ....

                                            به ایوان میروم و انگشتم را بر پوست کشیده شب میکشم

چراغ های رابطه تاریکند....

چراغ های رابطه تاریکند...

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

پـــــــــرواز را به خاطر بسپار

                                  پرنده مردنی است...


لذت

شنبه 6 اسفند 1390

خدایا میگویی عادلم....مهربانم.....

اما ما انسانها از تو مهربانتریم چون حتی مادری که بچه اش را بدنیا میاورد دوست ندارد عذابکشیدن بچه اش را ببیند حتی اگر به او بدی کرده باشد اما تو ایستاده ای و از عذاب کشیدن افریده خود لذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذذت میبری.

و دست اخر میگویی این بنده لیاقت نداشت مگر انها  که  از خوشبختی بالا میاورند لیاقت دارند.؟؟؟جواب اینرا هم با حکمت تمامش میکنی.

اری  عاقبت ادمهایی مثل من در حکمت تو کشیدن عذابهایی است که در حکمت تو گنجانده.اگر میخاستی میتوانستی به ما هم کمی حکمت خوب بدهی همه  دست خودت بود.نخواستی چون دوستمان نداشتی....

مگر نمیگویی انها لیاقت دارند پس جای مارا فقط برای دو روز عوض کن انوقت ببین ترازوی عدالتت چه میگوید؟؟؟؟؟

هر چقدر دلت میخواهد عذابم بده.حداقل لذت که میبری.




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو